ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،
بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،
آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،
نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.
بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،
آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،
نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16:58 توسط شادي
|
این وبلاگ تنها قصدش اینه که شما برای چند لحظه خوب اندیشه کنید و به آرامش برسید شاد باشید و خندان