دانستم....................

زندگی را بر چهار اصل استوار کنید

1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم...

2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم...

3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش كردم...

4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم...
زرتشت.

عجب صبری خدا دارد!

www.pix2pix.org-نقاشی

عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

همان اول که اول ظلم رامی دیدم از مخلوق بی وجدان‘جهان را باهمه زیبایی وزشتی به روی یکدگرویرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

که درهمسایه چندین گرسنه چند بزمی گرم عیش ونوش می دیدم‘نخستین نعره مستانه را خاموش آندم برلب پیمانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

که می دیدم یکی عریان ولرزان‘دیگری پوشیده ازصد جامه رنگین‘زمین وآسمان راواژگون‘مستانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

نه طاعت می پذیرفتم‘نه گوش ازبهراستغفاراین بیدادگرها تیزکرده‘پاره پاره درکف زاهد نمایان سجه صد دانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

برای خاطرتنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان‘هزاران لیلی نازآفرین را کوبه کوآواره ودیوانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان‘سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

به عرش کبریایی‘با همه صبر خدایی‘تا که می دیدم عزیزنابجایی‘نازبریک ناروا گردیده‘خواری می فروشد‘گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!!

که می دیدم‘مشوش عارف وعامی‘زبرق فتنه این علم عالم سوزمردم کش‘به جز

اندیشه عشق وفا‘معدوم هرفکری دراین دنیای پرافسانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘چرا من جای او باشم!!

همین بهترکه اوخود جای خود بنشسته وتاب تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد‘وگرنه من به جای اوچوبودم!یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل وفرزانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!!!

عجب صبری خدا دارد!!!

خدا همان حق

پیش از آنــکه انسان پـا بـر زمیـن بگـذارد.


خدا تــکه ای خورشیـد و پـاره ای ابر ب...ه او داد و فرمود:
آی، ای انسان زندگی کن و بدان که
در آزمون زنــدگی ایـن ابـر و این خورشیــد فــراوان به کــارت مـی آیـد.

انســان نفهمـــید که خــدا چــه مــی گویـد،
پس از خـــدا خـواسـت کـه گــره ندانستنـش را قــدری بـاز کـند.

خــداونـد گفـت: ایـن ابـر و این خورشیــد ابــزار کفــر و ایمــان تـوسـت.
زمیـن مـن آکنــده از حــق و بـاطل اسـت.
امـا اگــر حق را دیــدی،
خورشیــدت را بــه در کش، تا آشکــارش کنــی؛
آنگــاه مـومـن خواهـی بود.
امـا اگــر حق را بپــوشانی
نامــت در زمــره ی کــافــران خـواهـد آمـد.

انســان گفــت: مـن جــز بــرای روشنـــگری بـه زمیــن نمــی روم و
مــی دانــم این ابــر هیـــچ گـاه به کــارم نخــواهد آمــد.

انســـان به دنیــا آمـد،
امـا هـــر گـاه حــق را پیش روی خــود دیــد،
چنــان هــراسیـد کـه خورشیـــد از دستــش افتــاد.

حــق تـــلخ بـود، دشــوار بــود و نــاگــوار.
حــق سخــت و سنگیــن بــود.
انســان حــق را تــاب نیـاورد.
پس هــر بـار که با حقـی رویــارو شد،
آن را پـوشـانــد، تـا زیستنــش را آســان کند.

فرشته ها گریستند و می گفتند:
حق را نپوشــان، حق را نپوشــان ایــن کفـر اســت.
امــا انسان هزاران سال بـود کــه صـدای هیچ فرشتـه ای را نمی شنیـــد.
انسان کفران کرد و کـفر ورزیــد و جهــــان را ابــرهـــای کفــر پــوشــانـد.

انســان بــه نــزد خــــدا بــاز خـواهــد گشــت.
امــا روز واپسیـــن او «یـــوم الحســـره» نــام دارد.
و خـــدا خـــواهد گفــت:
قســم بــه زمـــان کـه زیــان کــردی
«حـق» نــام دیگـــر مـن بــود

 


به خدا گفتم خدایا :به من همه چیز بده تا از زنگی لذت ببرم

خدا فرمود:به تو زندگی دادم تا از همه چیز لذت ببری.......Животные и Птицы gif анимация

نگاه

هنگامی که به دنیا می ایی همه می خندند در حالیکه تو میگریی پس ای عزیز زندگیت را چنان بگذران که روز مرگ در حالیکه همه میگریند تو تنها کسی باشی که میخندی.

در شگفتم که سلام اغاز هر دیدار است ولی در نماز پایان است شاید این بدین معناست که پایان نماز اغاز دیدار است.

عشق

وقتی خواستم زندگی کنم راهم رابستندوقتی خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دوغ است وقتی خواستم گریستن گفتند دروغ است وقتی خواستم خندیدن گفتند دیوانه است دنیا را نگه دار می خواهم پیاده شوم.

هرگاه کسی را دوست داشتی رهایش کن اگر بسویت باز نگشت بدان از اول هم مال تو نبوده است.

ترنم

وعهد خدا را به بهایی اندک مفروشید.

خوشبختی مانند توپی است که وقتی از ما دور است به دنبال ان میرویم ولی وقتی جلوی پایمان است به ان لگد میزنیم.

روزی که به دنیا امدی باران میبارید اما اسمان ابری نبود این فرشته بود که گریه میکرد زیرا یکی از انها کم شده بود.

ابراز محبت به کسانی که ارزش محبت ندارند اسراف محبت است.